
اختلاف بین ایران و آمریکا به انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ که بسیاری فکر میکنند، برنمیگردد. ایران و آمریکا از دهه ۷۰ درگیری داشتهاند، زمانی که شاه ایران، محمدرضا پهلوی، هم قیمت نفت را به شدت افزایش داد [1] و هم سیاست خارجیاش در تضاد با منافع جهان غرب قرار گرفت [2,3,4]. روهام الوندی، مورخ در مدرسه اقتصاد لندن، تاکید میکند که رژیم اسلامی کنونی در ایران همان اهداف سیاست خارجی را دارد که شاه داشت، یعنی تسلط بر خاورمیانه، اما شاه از دیپلماسی و منطق استفاده میکرد که تسلط ایران در منطقه را تضمین میکرد. با این حال، میتوان با اطمینان گفت که رژیم کنونی در ایران نه تنها در تبدیل شدن به "پلیس" خاورمیانه، همانطور که شاه نامیده میشد، ناکام مانده است، بلکه به این منطقه کمک کرده تا امروزه یکی از ناآرامترین مناطق جهان باشد.
اما هیچگاه درگیری بین ایران و آمریکا به اندازه اکنون جدی نبوده است. با تمرکز بر اتفاقات اخیر، واقعا چه اتفاقی افتاده است؟ همه چیز در ۲۷ دسامبر آغاز شد، زمانی که کتائب حزبالله، یک گروه شبهنظامی شیعه مورد حمایت ایران در عراق، بیش از ۳۰ موشک به سمت یک پایگاه نظامی در کرکوک شلیک کرد و یک پرسنل غیرنظامی آمریکایی را کشت. آمریکا با بمباران اهداف مهم متعلق به کتائب حزبالله در عراق و سوریه پاسخ داد و دهها شبهنظامی کشته شدند. در انتقام، کتائب حزبالله در ۲۹ دسامبر به سفارت آمریکا در بغداد حمله کرد. در این حمله، ابومهدی المهندس – دبیرکل کتائب حزبالله – و قیس خزعلی – رهبر عصائب اهل الحق، گروه شبهنظامی شیعه مورد حمایت ایران – حضور داشتند.
در پاسخ به حمله به سفارت، دونالد ترامپ دستور حمله به ژنرال ایرانی، قاسم سلیمانی، را صادر کرد که در آن زمان فرماندهی نیروی قدس، شاخه برونمرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، را برعهده داشت و مسئول جمعآوری اطلاعات، جاسوسی، بیثباتسازی و تروریسم بود. جمعه ۳ ژانویه، دو خودرو در فرودگاه بغداد توسط یک پهپاد آمریکایی مورد حمله قرار گرفتند. ده نفر کشته شدند. در میان آنها قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس که پیشتر ذکر شد، حضور داشتند. ایران بلافاصله تهدید به انتقام شدید کرد. پنج روز بعد، انتقام فرا رسید. نزدیک به ۲۰ موشک بالستیک عمدتاً به پایگاه نظامی عین الاسد در غرب بغداد شلیک شد. نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مسئولیت آن را بر عهده گرفت.
اندکی پس از حمله، وزیر امور خارجه رژیم در توییتر نوشت که ایران با این حملات تنها از خود دفاع کرده است. او همچنین نوشت که ایران به دنبال تشدید تنش یا جنگ نیست. دونالد ترامپ نیز به نوبه خود نوشت که «همه چیز خوب است». بر اساس گزارشهای بینالمللی، هیچ کس در این حملات آسیب ندید و کشته نشد، که این موضوع در واقع نشان میدهد که حمله ایران شاید بهترین اتفاقی بود که میتوانست بیفتد.
با توجه به اینکه هیچ آمریکاییای آسیب ندید یا کشته نشد، ایالات متحده از حمله به اهداف مختلف در ایران که تهدید کرده بود، خودداری کرد. بنابراین، جنگی در کار نیست. در عین حال، ایران اکنون "انتقام" خود را گرفته است. پس هر دو کشور راضی هستند؛ آمریکا از شر سلیمانی که نقش زیادی در بیثباتسازی خاورمیانه داشت، خلاص میشود، و ایران به سمت ساختمانها و سازههای خالی از سرباز موشک شلیک میکند و انتقام خود را میگیرد. بنابراین، با اطمینان میتوان گفت که تشدید تنشی که از زمان خروج آمریکا از توافق هستهای در سال ۲۰۱۸ بین ایران و آمریکا شاهد بودیم، اکنون خنثی شده است. اکنون شاهد کاهش تنش و بازگشت به وضعیت موجود خواهیم بود.
اما در ایران اینگونه بیان نمیشود. در ایران، رسانهها از کشته شدن حداقل ۸۰ سرباز آمریکایی در حملات به عین الاسد خبر میدهند، اینکه انتقام به شدیدترین شکل ممکن گرفته شد و اکنون آمریکا عقبنشینی کرده است. اما حقیقت این است که اگر حملات موشکی بالستیک ایران در اواخر شب ۸ ژانویه کاملاً حسابشده نبود که هیچکس آسیب نبیند. به این ترتیب، ایران تضمین میکند که آمریکا به این کشور حمله نخواهد کرد، در حالی که این حملات در داخل کشور میتواند به عنوان تبلیغاتی برای این موضوع استفاده شود که رژیم واقعاً انتقام خود را از شیطان بزرگ، همانطور که آمریکا نامیده میشود، گرفت. بنابراین، رژیم در داخل کشور و در میان حامیان خود در سطح بینالملل آبروی خود را حفظ میکند.
اینکه ایران و آمریکا اکنون به وضعیت موجود بازگردند، به هیچ وجه به این معنا نیست که آمریکا به توافق هستهای بازمیگردد یا رژیم در ایران فعالیتهای مخرب خود را در منطقه، اروپا یا آمریکا کنار میگذارد. آمریکا به تحریمهای خود علیه ایران ادامه خواهد داد. آنچه اکنون باید از ایران انتظار داشته باشیم، این است که رژیم در رفتارش حتی پرخاشگرتر خواهد شد، به خصوص اکنون که رهبر معظم این کشور، علی خامنهای، اعلام کرده است که نزدیک به ۲۰۰ میلیون یورو به نیروی قدس اختصاص خواهد یافت. میتوان انتظار تشدید حملات مختلف علیه اهداف آمریکایی در غرب آسیا را داشت. اتباع خارجی بیشتری که به ایران سفر میکنند، دستگیر خواهند شد و به اتهام جاسوسی برای هر دو موساد اسرائیل و سیا آمریکا زندانی خواهند شد. کار بیثباتسازی در قالب دریافت حمایت مالی و لجستیکی بیشتر از سوی شبهنظامیان نیابتی ایران، از جمله اطلاعات و دسترسی به سلاحهای پیشرفته، گسترش خواهد یافت. ربودن اتباع خارجی در عراق توسط این شبهنظامیان نیابتی نیز سناریوی دیگری است.
سوئد نیز تحت تأثیر این درگیری قرار میگیرد. نیروهای مسلح سوئد پرسنلی در عراق دارند که ممکن است تحت تأثیر شبهنظامیان نیابتی ایران قرار گیرند. علاوه بر این، سوئد دارای یک جامعه بزرگ ایرانی در تبعید است که علیه رژیم در ایران مبارزه میکنند و بدون شک از تهاجمات آینده ایران بیشتر آسیب خواهند دید. ایران و عراق ممکن است بیش از ۳۰۰۰ کیلومتر از سوئد فاصله داشته باشند، اما درگیریهای رخ داده در آنجا و شخصیتهای کلیدی منطقه، تأثیر بسیار زیادی بر سوئد دارند.
در ۲۰ دسامبر، سرویس امنیت سوئد اعلام کرد که یک نفر در استکهلم به جرم فعالیت اطلاعاتی غیرقانونی شدید علیه اشخاص، یعنی جاسوسی پناهندگان، به زندان محکوم شده است. فرد مورد نظر شهروند سوئدی با اصالتی از عراق است. او شیعه مسلمان است و برای مدت طولانی به نفع ایران علیه ایرانیان تبعیدی در سوئد و سایر کشورهای اروپا جاسوسی میکرده است. بر اساس تحقیقات اولیه سرویس امنیت سوئد، این فرد با قیس خزعلی که پیشتر ذکر شد نیز در تماس بوده است.
اکنون وضعیت موجود بین ایران و آمریکا برقرار شده است. اگر ایران به آمریکاییها حمله نکند و دونالد ترامپ از لحنی کاهنده برای تنش استفاده کند، نقطه عطف بعدی در این درگیری در ماه نوامبر، زمانی که آمریکا به انتخابات میرود، خواهد بود.
اردوان خوشنود
جرمشناس
[1] https://www.amazon.com/Oil-Kings-Arabia-Changed-Balance/dp/1439155186
[2] http://dx.doi.org/10.1080/00210862.2014.880631
[3] http://dx.doi.org/10.1080/00210862.2014.880629
[4] https://www.amazon.com/Age-Aryamehr-Pahlavi-Global-Entanglements/dp/1909942189/