
در ۲۷ ژوئیه ۱۹۸۰، ساعت ۹:۴۵ صبح در قاهره، مصر، محمدرضا پهلوی، شاه ایران، نفس عمیقی کشید و درگذشت. او نبرد طولانی خود را در برابر سرطان خونی که سالها از نزدیکترین محارم خود و حتی از ملکه خود، فرح پهلوی، پنهان نگه داشته شده بود، باخته بود. امروز چهل و دومین سالگرد درگذشت شاه است و با اینکه اکثریت ایرانیان پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ که شاه را سرنگون کرد به دنیا آمدهاند، میراث و یاد او بسیار گرامی داشته میشود.
مدرنسازی ایران
محمدرضا شاه پهلوی، متولد ۲۶ اکتبر ۱۹۱۹، در سال ۱۹۴۱ پس از اینکه پدرش، رضاشاه پهلوی، در طول جنگ جهانی دوم توسط نیروهای بریتانیا و شوروی مجبور به تبعید شد، به شاهی ایران رسید. تا ۱۶ ژانویه ۱۹۷۹، زمانی که شاه پس از اعتراضات سراسری از ایران خارج شد، او به شدت برای مدرنسازی کشور تلاش کرد. «انقلاب سفید» او که در سال ۱۹۶۳ آغاز شد، به زنان حق رای و مشارکت فعال در آینده ایران را داد، برنامه گسترده اصلاحات ارضی که فئودالیسم را منسوخ کرد، و سپاه دانش، سپاه بهداشت و همچنین سپاه ترویج و آبادانی با هدف آبادانی ایران آغاز شد. به زودی، ایران از کشوری قبیلهای و فقیر به یک قدرت اقتصادی، سیاسی و نظامی بینالمللی تبدیل شد.
با رهبری شاه بر کشور، دستاوردهای مهمی در سیاست خارجی نیز به دست آمد. ایران نگهبان خلیج فارس شد و به طور قابل توجهی به امنیت منطقهای «در یکی از پرآشوبترین مناطق جهان» کمک کرد، همانطور که جیمی کارتر، رئیس جمهور سابق ایالات متحده، بیان کرد. با این حال، سیاست خارجی مستقل و میهنپرستانه شاه اغلب با سیاست ایالات متحده و سیاست سایر بلوک غرب در تضاد بود. شاه، به عنوان مثال، به دنبال روابط دوستانه با همسایگان خود بود، به ویژه با عراق بعثی و اتحاد جماهیر شوروی که ایران با آن مرزهای بیش از ۲,۰۰۰ کیلومتری مشترک داشت. او همچنین به دنبال تماسهای نزدیکتر با سایر کشورهای سوسیالیستی بود، از چکسلواکی و یوگسلاوی در غرب، تا چین در شرق، تا وابستگی ایران به ایالات متحده و غرب را کاهش دهد. شاه، علیرغم چندین اولتیماتوم از رؤسای جمهور ایالات متحده، حتی تلاشهای چشمگیری برای افزایش قیمت نفت انجام داد تا به قدرت اقتصادی کافی برای توسعه ایران دست یابد.
مخالفان
با این وجود، برای درک زمان و زندگی شاه، عدم جزمگرایی از اهمیت بالایی برخوردار است. اگرچه ایران در تمامی جنبههای زندگی و جامعه شاهد مدرنسازی عظیمی بود، اما این یک واقعیت است که ایران دموکراسی نبود. هرچند بسیاری از گامهای مهم به سمت دموکراسی برداشته شد، مانند تقویت سکولاریسم، کاهش بیسوادی و سرمایهگذاری در آموزش مردم، کمک به ظهور طبقهای متوسط ماهر و مستقل، و حمایت از توانمندسازی زنان، اما به چیزهای بیشتری نیاز بود و انقلاب اسلامی مانع توسعه مثبت ایران شد. البته، شاه صبر و علاقه کمی به بحث در مورد تصمیمات و برنامههای خود برای ایران با مخالفانش نشان داد، اما مخالفان او نیز بیتقصیر نیستند. مخالفان، از چپ تا راست و اسلامگرایان، بر مخالفت با شاه با هر وسیله لازم، از جمله تروریسم، اصرار داشتند.
شاه توسط مخالفانش عروسک خیمهشببازی آمریکا نامیده میشد. شواهد کنونی نشان میدهد که این سخن نمیتواند چندان دور از حقیقت باشد. شاه برای تبدیل شدن ایران به نگهبان خلیج فارس نقش اساسی داشت و بدین ترتیب آمریکاییها و بریتانیاییها را از منطقه بیرون راند. سازمان اطلاعات و امنیت ایران، ساواک، به انجام وحشتناکترین و وحشیانهترین اقدامات متهم شد که امروزه نشان داده شده که به شدت اغراقآمیز یا حتی نادرست بوده است. مرگ بسیاری از افراد شناخته شده (و ناشناخته) مانند غلامرضا تختی فقید – کشتیگیر نامدار ایرانی – صمد بهرنگی – نویسنده – و علی شریعتی – جامعهشناس اسلامی – به شاه و ساواک نسبت داده میشد. امروزه میدانیم که تختی خودکشی کرد و شاه و ساواک هیچ دخالتی در مرگ بهرنگی (غرق شدن) و شریعتی (سکته قلبی) نداشتند.
پس از اینکه ۴۰۰ نفر در سینما رکس آبادان در ۱۹ اوت ۱۹۷۸ زنده سوزانده شدند، شاه و ساواک به آتش زدن سینما متهم شدند. بعدها فاش شد که چهار نفر که سینما را به آتش کشیدند، از هواداران آیتالله خمینی و مخالفان شاه بودند.
در ۸ سپتامبر ۱۹۷۸، حادثه غمانگیز دیگری رخ داد، این بار در میدان ژاله تهران. با وجود حکومت نظامی، مردم برای اعتراض به شاه در میدان جمع شده بودند. درگیریهایی درگرفت و هم معترضان و هم سربازان کشته شدند. در حالی که رسانههای غربی آمار کشتهشدگان را بین صدها تا ۱۵,۰۰۰ نفر اعلام کرده و شاه را به طور کامل شیطانصفت نشان دادند، جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۹۹۶ اعلام کرد که «تنها» ۶۴ نفر در میدان ژاله کشته شدند. بعدها نشان داده شد که مخالفان نیز مسلح بوده و به سمت سربازان تیراندازی کردهاند.
شاه امروز
در بسیاری از تظاهرات امروز ایران، مردم آشکارا در شعارهای خود شاه را صدا میزنند. این موضوع از اعتراضات نوامبر ۲۰۱۹ که ۱,۵۰۰ معترض توسط نیروهای امنیتی بدنام رژیم اسلامی به قتل رسیدند، واضحتر شد. یادگاریهای دوران شاه به طور منظم و علنی در ایران به فروش میرسند، و دانشگاهیان، به عنوان مهمانان تلویزیون ملی ایران، شروع به دفاع از برخی اقدامات شاه کردهاند. یک دلیل مهم برای گشایش مشاهده شده در ایران در مورد شاه، مطمئناً تلاش رژیم برای کنترل گفتمان و دیدگاهها در مورد شاه و عادیسازی او به منظور کماهمیت جلوه دادن او در وضعیت سیاسی پرآشوب کنونی ایران است.
با این گفتهها، میراث شاه امروز چیست؟ چرا او دوباره اینقدر مهم شده است؟ با اینکه رژیم کنونی ایران تلاشهای بیوقفهای برای شیطانصفت نشان دادن شاه و بازنویسی کامل تاریخ برای معرفی او به عنوان یک دیکتاتور انجام داده است، شاه همچنان نقش مهمی در سیاست ایران ایفا میکند. پروپاگاندای گسترده علیه شاه نه تنها نتیجه عکس داده، بلکه نوستالژی ایرانِ شاه در میان ایرانیان، به ویژه جوانانی که هرگز او را ندیدهاند، شکوفا شده است. آرزوی بازگشت به ایران دهه ۱۹۷۰ نه تنها به دلیل بیرحمی و سوءمدیریت کشور توسط رژیم اسلامی کنونی است، یا به دلیل اینکه پروپاگاندای علیه شاه نادرست از آب درآمده است. در واقع، هر آنچه امروز در ایران خوب است، باقیماندهای از دوران شاه و سیاستهای اوست. مردم به خوبی از این موضوع آگاهند. اندرو اسکات کوپر این موضوع را در کتاب خود «سقوط بهشت – پهلویها و روزهای پایانی ایران سلطنتی» (۲۰۱۶، صفحات ۸-۹) به بهترین نحو توضیح میدهد، و مینویسد:
این شاه بود که در فناوری سرمایهگذاری کرد و راکتورهایی را خرید که برنامه هستهای ایران را آغاز کردند. او از دولت رفاهی حمایت کرد که امروز به ایرانیان امکان دسترسی به خدمات درمانی و آموزشی دولتی را میدهد. او بورسیه تحصیلی را فراهم کرد که به صدها هزار دانشجوی دانشگاهی ایرانی، از جمله بسیاری از چهرههای برجسته جمهوری اسلامی، اجازه داد تا در دانشگاههای پیشرو آمریکا و اروپا تحصیل کنند. شاه جتهای جنگنده را سفارش داد که نیروی هوایی ایران را به قدرتمندترین نیروی جنوب غربی آسیا تبدیل کرد. او اولین پارکهای ملی و جنگلهای دولتی را تأسیس کرد و اقدامات سختگیرانهای برای حفاظت از آب، حیوانات و محیط زیست دستور داد. شاید تعجبآور نباشد که ایران امروز ظاهری مانند خانهای تسخیر شده دارد. مردی که ایران مدرن را ساخت، هیچ کجا دیده نمیشود، اما حضور او در همه جا احساس میشود.
بنابراین، میراث شاه را نمیتوان انکار کرد و نه نادیده گرفت. کاستیهای او و رژیمش باید با توجه نه تنها به دستاوردها و پیروزیهایش، بلکه به تاریخ ایران نیز مورد بحث قرار گیرد. ما باید بپرسیم که او چه نوع ایرانی را تحویل گرفت و چه نوع ایرانی را در سال ۱۹۷۹ ترک کرد. کاملاً واضح است که با وجود گذشت بیش از ۴۰ سال از مرگ شاه، او در ذهن و آگاهی مردم ایران کاملاً زنده است. او مرده است، اما معترضان ایرانی او را صدا میزنند: «شاهنشاه – روحت شاد»
اردوان خوشنود
دانشیار پزشکی اورژانس در دانشگاه لوند. او همچنین جرمشناس است که بر پروفایلسازی مجرمان و اطلاعات جنایی تمرکز دارد. او همچنین دارای مدرک کارشناسی ارشد در علوم سیاسی از دانشگاه مالمو و مدرک کارشناسی در تحلیل اطلاعات از دانشگاه لوند است.
آروین خوشنود
نویسنده مقالات متعدد در مورد سیاست داخلی و خارجی ایران. او دارای مدرک کارشناسی ارشد در علوم سیاسی و جغرافیای انسانی و همچنین مدرک کارشناسی در تحلیل اطلاعات از دانشگاه لوند در سوئد است.