
در تاریخ ۱۴ مارس، یکی از بزرگترین تظاهرات در اسکاندیناوی در شهر استکهلم برگزار شد. این تجمع بیش از ۲۰ هزار ایرانی از سراسر اسکاندیناوی را گرد هم آورد و من افتخار بزرگی داشتم که در برابر این جمعیت عظیم سخنرانی کنم.
هممیهنان عزیز!
امروز ما در لحظهای سرنوشتساز در تاریخ ایستادهایم. بیش از چهل سال است که جمهوری اسلامی ایران را با ترور، دروغ و خشونت اداره کرده است. بیش از چهل سال است که تلاش کرده جهان را متقاعد کند که یک ابرقدرت است. که قوی است. که شکستناپذیر است. اما امروز چه میبینیم؟
وقتی این رژیم با مقاومت واقعی روبهرو میشود… مانند یک خانهی پوشالی فرو میریزد.
رهبر رژیم – دیکتاتور علی خامنهای – مرده است. ساختار نظامی که قرار بود از رژیم محافظت کند، در هم شکسته است. حریم هوایی رژیم در کنترل دیگران است. و موشکهایی که رژیم دههها به آنها میبالید… نتوانست از رژیم محافظت کند. تمام آنچه رژیم بر پایهی آن تبلیغات خود را ساخته بود، توهمی بیش نبود. یک ظاهر. یک دروغ.
و وقتی یک دیکتاتوری احساس ضعف میکند… همیشه یک کار را انجام میدهد. به مردم خودش حمله میکند. نه فقط در ایران، بلکه حتی به ما در دیاسپورا نیز حمله میکند. شما در روزهای اخیر اخبار را خواندهاید. میدانید که برادر خود من، آروین خوشنود، در مالمو هدف یک سوءقصد قرار گرفت. افرادی وابسته به شبکههای جنایی که برای رژیم کار میکنند، تلاش کردند ما را ساکت کنند.
آنها میخواستند ما را بترسانند. میخواستند ما را به سکوت وادار کنند. اما من امروز اینجا به آنها میگویم: شما ما را نترساندید. این شما هستید که امروز پنهان شدهاید.
بسیاری اکنون میپرسند: چه کسی زنده است؟ چه کسی مرده است؟ نفر بعدی که در ایران حذف خواهد شد چه کسی است؟ اما اجازه بدهید یک چیز را بسیار روشن بگویم:
اینها، مرده و زندهشان هیچ فرقی ندارند. جمهوری اسلامی مرده است.
اما دوستان من — تاریخ زمانی که یک دیکتاتوری سقوط میکند پایان نمییابد. تاریخ از همانجا آغاز میشود. و به همین دلیل ما اکنون باید کاری بسیار مهم انجام دهیم. باید به جهان نشان دهیم که مردم ایران چه کسی را میخواهند. باید پشت تنها فردی بایستیم که میتواند ایران را به سوی آزادی، مدرنیته و ثبات هدایت کند. پادشاه ما، رضا پهلوی.
این دقیقاً همان چیزی است که برادران و خواهران ما در داخل ایران فریاد میزنند. از کردستان. از بلوچستان. از آذربایجان. از گیلان. از اهواز. از تهران. بله — از سراسر ایران. آنها نام پادشاه ما، رضا پهلوی را فریاد میزنند.
و به رهبران جهان میگویم: به من گوش ندهید. فقط به هزاران نفری که امروز اینجا ایستادهاند گوش ندهید. حتی به ۲۵۰ هزار ایرانی که در ماه فوریه در مونیخ جمع شدند هم اکتفا نکنید. به میلیونها ایرانی که در خیابانهای ایران به پا خاستند گوش دهید. به مردان و زنان جوانی که برای آزادی جان خود را دادند گوش دهید. به آخرین کلماتشان پیش از آنکه گلولهها سینههایشان را بشکافد گوش دهید. آنها چه فریاد زدند؟
آنها فریاد زدند:
جاوید شاه!